خرید بک لینک
دیدمش.من در نهایت، آن چهرهی زیبا را دیدم، همانکه میتواند تو را بی هیچ تلاشی تماشا کند، میتواند تو را در هر جمعی به نام صدا بزند و جانمهایت را ذخیره کند.دیدمش، و حالا همه چیز عینیت پیدا کرد، از ذهن من و از دنیای تصوراتم به بیرون پا گذاشت و واقعی شد.دیدمش و انگار، نگرانی من به یکباره ملموس شد، حقیقت پیدا کرد و عریان روبروی من ایستاد. دیگر نمیتوانم این حس را از خودم دور کنم. تا به این لحظه من در تصوراتم یک خیال "شیرین" داشتم اما اکنون او به یکباره واقعی، زیبا و زنانه شد و من به یکباره چهره حسرت به خود گرفنم   

برچسب: نویسنده: الینا افشاری تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 11:30

صفحه بندی